حاج احمد هم آسمانی شد

بسم الله الرحمن الرحیم

احمد جان سلام

هنوز دو هفته از نجوای غمبارت در سوگ حاج احمد سیاف زاده نمی گذرد، این چه وقت رفتن بود، حتماً روز ولادت دلداده ات پیامبر اکرم(ص) باید می رفتی، باید انیس و مظهر عشقت هم نوای روز وداع تو باشد، مگر برایت ننوشتم این با ما نکن، مگر التماست نکردم این با دوستدارانت نکن،  احمد جان قلبم را سوختی و خود در آن بالاها به نظاره نشسته ای، سئوالت دارم! تو که طاقت دوری دوستان برایت غیر ممکن گشته بود، هیچ می دانی دیگر دوستان بجا مانده از کاروان عشق با این وداع تو چه بگویند، چاره چه سازند، چگونه وداعت را باور کنم، هرچند با نوشتن آخرین دردنامه ات همان روز با ما وداع گفتی، مگر نه طی تماس با تو گفتم شما را به خدا اینقدر دلتنگی نکن، ولی آن کردی که می خواستی، به آرزوی چندین ساله ات رسیدی و ما را به جا گذاشتی.

احمد جان زمان چه زود می گذرد، احساس می کنم چند روز پیش بود که در جبهه میشداغ طی درگیری تن به تن با مزدوران بعثی چه حماسه ای ساختی، در شناساییهایی که با شما بودم چگونه دل به دریای ایثار می زدی، یادم نمی رود روز شناسایی ناتمام را که بعد از رفتن روی مین چگونه در گودال مین منفجر شده افتاده و قطره اشکی گوشه ی چشمانت نشسته بود.

جان برادر، سئوالت دارم، قطره اشکت برای امروز ما نبود؟ برای فردای ما؟ برای ملت همگام با رهبری و .... نبود؟ اکنون آن بالا نشسته و ما را نظاره گر شده ای، خوشا به حالت، احمد جان بسیار دوستت داشتم برای من هم دعا کن، دیگر طاقت دوری دوستان برایم سنگین گشته، مگر این جسم ضعیف چقدر می تواند طاقت بیاورد.

دوستت داشتم، به قدر همه ی خوبی هایت، به اندازه ی مهربانی هایی که به خانواده و دوستان اظهار می کردی، افسوس چه زود دیر شد. این چه وقت رفتن بود، بدنم را لرزه ای پر از درد فرا گرفته است. اصلاً خوش ندارم وداعت را بسرایم، نمی خواهم بنویسم حاج احمد ......   می نویسم، حاج احمد سوداگر هم آسمانی شد.

/ 14 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
بنگروز

صدای سردار سوداگر را در آخرین پُست بنگروز بشنوید: حاج احمد هم رفت!

پلاک های گم شده

سبحان الله......باز هم تنها و تنها تر شدیم/حاجی جون با دوریت چه کنیم تا حالا فکر میکردم هرکی خوبه شهید میشه و هرکی مونده اونقدر پاک نبوده که خدا قبولش کنه ولی تازه امروز فهمیدم یه خبراییه........ حاجی حقش شهادت بود همه این رو هم میدونیم....ولی خداوند نگهش کرد به خاطر یه دلیل.......... حاجی موند تا رسالتش رو به سرانجام برسونه. درست مثل سید مرتضی....بعد از جنگ کارای نیمه تموم رو به سرانجام رسوند بعدش خدا بردش حاجی درواقع موند و کاری زینبی کرد. اینه حکمت خدا. خداوندا به همه ما بصیرت عنایت فرما. آنان که رفتند کاری حسینی کردند /ما که ماندیم باید کاری زینبی کنیم کاش بشه عهد با شهدا و همه خوبایی مثل حاج احمد رو هیچ وقت نشکنیم/. خدایا توفیق عمل به وصایای شهدارو بهمه ما عطا بفرما . آمین یا رب العالمین.[گل] حاج علی جون بازهم تسلیت میگم خدا برامون نگه داره[گل]

حبیب پور

سلام و عرض تسلیت . سخت است این غمها ولی وقتی یقین کنی که دعاگویت است کمی برای اسان میشود این سختیها . انگار دوباره شهید آورده انداینبار حاج احمد است .

حبیب پور

با غزلی برای حاج احمد به سوگ نشسته ام

محمد مجیدی راد

غم رفتنش عجیب سخته انگار سالها با او بوده ایم ! درود بر حاج احمد که پیکرش نیز سند افتخار دزفول است

موزون

نه! حاجی نرفته...اون اینجاست....همینجا در دلهای ما..برای همیشه. نشنیدید که فرمود : مرد نکونام نمیرد هرگز؟

نسل 3

سلام. تشکر از لطفتوون. منتظر خوندن مطالبتوون هستم.

پلاک های گم شده

سلام حاج علی .....خسته نباشید....باز هم تسلیت و تبریک میگم شهادت حاج احمد رو......... حاجی عزیز اگه ممکنه کتبی رو که حاج احمد تالیف کرده برام عناوینش رو ارسال کن ....بعدم بفرمایید از کجا میتونم تهیه کنم....خدا خیرت بده. ممنون از لطفت....خدا نگرت التماس دعا یا علی[گل]