برخورد با قرارگاه دشمن و گرفتن اسیر

فاصله زیاد بود و احتمال هر گونه اتفاقی وجود داشت چون که نیروهای خودی از بین نیروهای تأمین دشمن بدون درگیری حرکت کرده و به جاده رسیده بودند ، هنوز نیروهای تأمین دشمن در سنگرهای خود مستقر بودند ، به همراه برادر شهید سید محمد علوی با موتور سیکلت به طرف جاده آسفالت در حرکت بودیم ، بین راه به برادر ناصر حسینی برخوردیم او یک قبضه توپ 106 داشت که به اتفاق هم بطرف جاده حرکت کردیم چند کیلومتر مانده به جاده سمت راستمان به قرار گاه بزرگی برخوردیم .

من به سید محمد علوی پیشنهاد کردم نزدیک بشویم و

 

/ 2 نظر / 26 بازدید

سلام استاد عزیز بروز هستم منتظر حضور سبزتان هستم هرچه دوستش به او گفت : غلامرضا خم شو ، فایده ای نداشت بعد از مراسم ازش پرسیدن ، چرا خم نشدی برایت دردسر میشود ، او شاه مملکت است گفت هر که میخواهد باشد : تختی فقط برای بوسیدن دست مادرش خم میشود

جانم فدای رهبر- دزفول

با اهدای سلام خدمت شما دعوتید به وبلاگ جانم فدای رهبر - دزفول یا وبلاگ مقداد و پست مهمان شهدا منتظر حضور گرم شما هستیم بزرگوار.[گل]