ولایت

بسم الله الرحمن الرحیم

نمی خواستم شعری گفته باشم، داستان و یا اثری بجای بماند، چند سطری برای دلم نوشته ام.

این تکه گوشتی که در محبس سینه در خلوت و سکوت و تنهایی، در ظلمت برای بقاء و بودن، برای حیات، برای عزت و شرف، برای رسیدن به قله ای که زبان به تحسین و تبارک الله احسن الخالقین فراخوانده شود، می تپد.

از عجائب خلقت که چگونه ممکن است تک واحد، مجموعه ای را هدایت کند، جزئی هدایت کل موجود را به عهده بگیرد، چه قدرتی، چه دستی، چه فرمانی به این واحد فرمان داده و میدهد و چه دستور والایی است که سرپیچی از آن غیر ممکن است.

تنهایی: افسردگی و خمودی را در پی دارد، بعد از کوتاه زمانی ادامه دادن کار مشکل، خستگی هم چاشنی کار، بازماندن از ادامه راه نیز مزید علت، آیا این تپیدن همان جنباندن و لرزیدن است، آیا باید این یکی بجنبد تا آن همه بمانند؟

آیا این باید بلرزد تا شتاب و ارسال فرآورده ها به خوبی و به موقع به مقصد برسند؟

او می تازد تا مجموعۀ وجود نلرزد، می جنبد تا دیگر اعضاء بتازند.

سیستمی که رازها در درون دارد، ولتاژ آن بی نیاز از محرک ثانوی، اما هیاهویش حبس در صندوق اسرار و در تنهایی می غُرَّد، آتشفشانی در خلوت خود.

گُر می زند به عشق کی، به یاد کی، به نام کی؟

متون درسش گوناگون، سکوتش حکمت، وجودش نیاز، هرچه بیقراریها افزون تلاطمش بیشتر، هر چه کلاس درس طولانی نتیجه اش با کراملکاتبین، سرفصل درس سکوت، شاگردان آن مضطرب، سکینه اش معلوم، او در وجود حاضر، تپش آن مایه حیات و بقا، خاموش شدنش کُنه ممات، بودنش غیر قابل انکار و نیازش با تمام وجود محسوس.

مجموعه ها نیازمند مدیر، مدیر سکاندار حرکت، جوارح با وجودش آرام و فارغ از دغدغه.

تا هست مجموعه هست، در نبودش کُلِّ وجود خاموش و بعد از آن متلاشی خواهد شد.

همه اعضاء می خوابند، او خواب ندارد.

برمی خیزند تلاشش مضاعف است.

چاره ساز است، بی ریا و بی تکبر است.

دهلیزهای آن فرمانبرند.

بسیج دهلیز این مجموعه است.

مولا و مقتدای دهلیز، قلب است.

بسیج در فرمانبری لبریز.

مطیع و سر در گریبان قلب.

چراغ راهش معلوم، کلیدی در دست مخدوم، اطاعتش اعلا، کرامتش ورز خورده در مولا، قلب همان ولایت است. یا علی

/ 2 نظر / 9 بازدید
یوسف

با سلام خدمت شما دوست گرامی انصافا وبلاگ زیبایی دارین.این رو جدی میگم... امیدوارم موفق باشین. به ماهم سر بزنید

رایحه

سلام چه خوب گفتید که وقتی همه خوابند ولایت بیدار است. وقتی همه غافلند او هشیار است. شرطش این است که وقتی که ولایت در مواقعی هشدار می دهد باید همه با سر و جان اطاعت و فرمانبری کنند. حوادث مصر بسیار درس آموز است. اگر ولایت نبود و اگر بصیرت مردم نبود سال 88 بدتر از این بر سر ما می آوردند. خدای سبحان را هزاران بار سجده و شکر می کنیم که این نعمت عظیم را به ما عطا فرمود.