سرگذشت


+ قصه ای تلخ اما شنیدنی

قصه ای تلخ اما شنیدنی از شهید محمدحسین شیرزاد نیلساز

چهار قصه در یک روایت:

1 - روزگار سخت

2 - تکه زنجیر یادگار

3 - دست نیاز

4 - عبور از ضخامت گمنامی

...
ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا بیباک ; ساعت ٦:٠٦ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ تکه زنجیر یادگار (محمدحسین شیرزاد نیلساز)

این زنجیر همان یادگار 22 ساله شهید به مادر است

شهید محمدحسین شیرزاد نیلساز قصه ای شنیدنی دارد

....... محمد حسین سر بلند کرد و گفت مادرجان این تکه زنجیر چه فایده ای برای شما دارد، مادر گقت: می خواهم یادگار داشته باشم.

گفت خودم در خدمتگذاری حاضرم این چه ارزشی دارد، نکند این تکه زنجبر به جای من باشد ........

...
ادامه مطلب
نویسنده : علیرضا بیباک ; ساعت ٥:٤٩ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک

+ چهارم خرداد روز مقاومت و پایداری - روز دزفول

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جهان ذره بین تمام قامت خود را در طول تاریخ بر پهنای زمین و زمان گسترده است، وجود بیچارۀ دشمن که هرچه نکبت داشت عیان کرد و هرچه زشتی و پلشتی از شیاطین به او دیکته می شد چشم بسته فرمان به اجرای عداوت داشت و گامهایش روی منجلاب متعفن زقوم در تحرک بود.

حزب بعث در عداوتی بی پایه و اساس حکم به تهاجم داد و سرمست از وعده های قدرتها گشته بود، هیچ امیدی به رجعت خویشتنش ممکن نبود، باید در مقابل آن ضرب و شتمی مردانه به وجودش نواخته می شد تا درسی برای دیگر دشمنان این سرزمین مهیا گردد و بدانند عاقبت هر ناپاکی محکوم به ذلت و بی اعتباری در عالم است.

بدین سبب با تهاجم بی رحمانۀ دشمن بعث به خاک میهن اسلامی طایفه ای همانند دیگر اقوام ایران از دیار مردان راستین این سرزمین کمر به همت و استقامت در مقابل با دشمن بی رحم خویش بستند.

آنگونه ایستادند که مراد و پیر فرزانه انقلاب فرمود: (( مردم دزفول دِینِ خود را به انقلاب ادا کردند )).

مردمان این سرزمین فقط رضایت رب الاسباب و خشنودی خاتون کائنات را خواستار بودند.

با این وجود باید حقیقت عیان می شد و مردان بی ادعا سرهایشان با افتخار ابدی در آستان قدس الهی نمود می کرد و مردان دلیر بر قله های رفیع افتخار، پیشانی بندهای مقاومت و پایداری را بر جبین خویش می بستند.

با ایستادگی و استقامت در برابر دشمن و ماندن در شهر، ایجاد بغض و سرشکستگی در بعثیون ایجاد کرد و نتیجه‌اش پرتاب قریب به 176 موشک با متراژهای مختلف و تعداد 2500 توپ به شهر شد.

شهر از موشکهای هوا به زمین توسط هواپیماهای دشمن نیز بی نصیب نماند و معمولاً هر از چندگاهی خلبانان بعثی در هر بار تهاجم به خاک میهن اسلامی باید هوای شهر دزفول را استنشاق و بمبهای هوا به زمین نیز بهره ای بود که از دشمن به مردم می رسید.

مردم این دیار در عمل به دشمن فهماندند همانگونه که رهبر انقلاب فرموده بود ((ما مرد جنگیم))، با اراده ای شایسته این کلام امام خویش را رؤیت بخشیدند و شهر را ترک نکردند.

شهر دزفول یک روز هم از سکنه خالی نشد، دشمن می خواست مردم از شهر بیرون رفته و به دیگر شهرهای کشور پناه ببرند، امّا چنین نشد و این عقده‌ای سرطانی به کالبدش انداخته شد، گرچه از شهر دزفول پیک و قاصدی مستقیماً برای دشمن بعثی فرستاده نشد ولی با سکوت این دیار پیامی سخت تر از هر گویشی بر اعصاب و روان فرماندهی کُل نیروهای بعث یعنی صدام حسین تکریتی آکنده گردید.

دزفول و مردمش به خوبی موقعیت و حساسیت جغرافیایی و منطقۀ خویش را دانستند و از این جهت برای دفاع از حریم سرزمین مقدس اسلامی متعهد ماندند و تا آخرین لحظات جنگ تحمیلی یک قدم از عقیدۀ خویش عقب نگذاشتند، به این مناسبت روز چهارم خرداد ماه در تقویم سال شمسی روز دزفول و روز مقاومت و پایداری در جمهوری اسلامی ایران نامگذاری گردید.

گرامی باد یاد و خاطرۀ دلیر مردان و شیر زنان این سرزمین که تا آخرین نفس بر عقیده و ایمان خود پایدار و استوار ماندند و درود خدا بر تمامی شهیدان انقلاب و هشت سال دفاع مقدس. والسلام

نویسنده : علیرضا بیباک ; ساعت ۳:٠٥ ‎ق.ظ ; شنبه ۳ خرداد ۱۳٩۳
تگ ها:
comment نظرات () لینک